مدل قیمت گذاری کاایزن (Kaizen Costing Pricing Model)، در ریاضیات (Mathematics)
انواع مدل های قیمت گذاری (Pricing Models) را در آموزش زیر شرح دادیم :
مدل قیمت گذاری کاایزن (Kaizen Costing Pricing Model) :
مدل قیمت گذاری کاایزن (Kaizen Costing) یک رویکرد مدیریت هزینه ژاپنی است که بر بهبود مستمر و تدریجی در فرآیندهای تولید و کاهش هزینه ها در طول چرخه عمر محصول (پس از مرحله تولید) تمرکز دارد. کاایزن به معنای "تغییر برای بهتر شدن" است. در این مدل، برخلاف هزینه یابی هدف (که در مرحله طراحی انجام می شود)، هدف کاهش هزینه ها در مرحله تولید از طریق حذف ضایعات، بهبود کارایی، و نوآوری های کوچک و مستمر است. این کاهش هزینه ها می تواند به شرکت اجازه دهد قیمت های رقابتی خود را حفظ کند یا حاشیه سود خود را افزایش دهد.
تفاوت با هزینه یابی هدف (Target Costing):
هزینه یابی هدف: در مرحله طراحی و توسعه محصول انجام می شود و هدف رسیدن به یک هزینه هدف از پیش تعیین شده است.
هزینه یابی کاایزن: در مرحله تولید (پس از شروع تولید انبوه) انجام می شود و هدف کاهش تدریجی و مستمر هزینه ها به سطوحی پایین تر از هزینه هدف اولیه است.
مراحل اجرای کاایزن کاستینگ:
تعیین اهداف کاهش هزینه برای هر دوره (ماهانه، سه ماهه) بر اساس برنامه های بهبود.
تشکیل تیم های بهبود متشکل از کارگران، سرپرستان و مهندسان.
شناسایی و اجرای ایده های کوچک و مستمر برای کاهش ضایعات، افزایش بهره وری، و بهبود فرآیندها.
پایش و اندازه گیری میزان تحقق اهداف کاهش هزینه.
تثبیت بهبودها و استانداردسازی فرآیندهای جدید.
🔑 فلسفه کاایزن:
کاایزن بر این باور است که بهبودهای کوچک و مداوم، در بلندمدت تأثیر بزرگی بر کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت دارند. این رویکرد، همه کارکنان را در فرآیند بهبود مشارکت می دهد.
مثال: شرکت خودروسازی تویوتا:
📘 مثال:
شرکت تویوتا پس از تولید یک مدل خودرو با هزینه هدف ۱۸ میلیون تومان، به طور مداوم به دنبال راه هایی برای کاهش هزینه ها است. برای مثال، با پیشنهاد یک کارگر، مسیر حرکت قطعات در کارخانه تغییر می کند که منجر به کاهش ۰.۱٪ در هزینه حمل و نقل می شود. این کاهش های کوچک اما مستمر، در طول سال می تواند میلیاردها تومان صرفه جویی ایجاد کند.
مثال: شرکت الکترونیکی:
یک شرکت تولیدکننده تلفن همراه، با بهبود مستمر در فرآیند مونتاژ، موفق می شود زمان مونتاژ هر دستگاه را ۵ ثانیه کاهش دهد. این کاهش زمان، به کاهش هزینه نیروی کار و افزایش ظرفیت تولید منجر می شود.
کاربردها:
صنعت خودروسازی (به ویژه تویوتا).
صنایع تولیدی با تولید انبوه.
شرکت هایی که به دنبال بهبود مستمر و کاهش هزینه هستند.