انجمن سایت کلیدستان



داستان مورچه و حضرت سليمانزمان کنونی: ۱۳۹۵/۰۹/۱۳، ۰۲:۵۵ ق.ظ
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: admin
آخرین ارسال: admin
پاسخ 1
بازدید 1621

رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان مورچه و حضرت سليمان

داستان مورچه و حضرت سليمان

#1
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.

از او پرسید: که چرا این همه سختی را متحمل می شود؟

مورچه گفت: معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.

حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام دهی.

مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم.

حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.

مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد.



تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...



رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد. (کنز العمال، ج2، ص72)

منبع :
http://cheenghut91.blogfa.com/post/235
bookbook 
لطفا برای درج کد، از دکمه مخصوص درج کد در ادیتور انجمن استفاده کنید.
در مورد برنامه نویسی، مدیران تنها راهنمایی می کنند و نوشتن برنامه نهایی، به عهده کاربران می باشد (اینجا محلی برای یادگیری است، نه سفارش کدنویسی).
کاربران باید ابتدا خود به خطایابی برنامه بپردازند، نه اینکه به محض دیدن خطا، کدها را در انجمن، copy و paste کرده و از مدیران انتظار بررسی داشته باشند.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

آخرین کلیدهای غیررایگان

شما هم می توانید کلیدهای غیررایگان منتشر کنید (بیشتر بدانید)